شهر رمضان الذی انزل فیه القران هدی للناس و بینات من الهدی و الفرقان ‏
 

رمضان، نامى از نام هاى خدا
رمضان از اسماء الله است
رمضان اسمى از اسماء الهى مى‏باشد و نبايست‏به تنهائى ذكر كرد مثلا بگوئيم، رمضان آمد يا رفت، بلكه بايد گفت ماه رمضان آمد، يعنى ماه را بايد به اسم اضافه نمود، در اين رابطه به سخنان حضرت امام محمد باقر (عليه السلام) گوش فرا مى‏دهيم.
هشام بن سالم نقل روايت مى‏نمايد و مى‏گويد: ما هشت نفر از رجال در محضر حضرت ابى جعفر امام باقر (عليهما السلام) بوديم، پس سخن از رمضان به ميان آورديم.
فقال عليه السلام: لا تقولوا هذا رمضان، و لا ذهب رمضان و لا جاء رمضان، فان رمضان اسم من اسماء الله عز و جل لا يجيى و لا يذهب و انما يجيى‏ء و يذهب الزائل و لكن قولوا شهر رمضان فالشهر المضاف الى الاسم و الاسم اسم الله و هو الشهر الذى انزل فيه القرآن، جعله الله تعالى مثلا و عيدا و كقوله تعالى فى عيسى بن مريم (عليهما السلام) و جعلناه مثلا لبنى اسرائيل. (1)
امام عليه السلام فرمود: نگوئيد اين است رمضان، و نگوئيد رمضان رفت و يا آمد، زيرا رمضان نامى از اسماء الله است كه نمى‏رود و نمى‏آيد كه شى‏ء زائل و نابود شدنى مى‏رود و مى‏آيد، بلكه بگوئيد ماه رمضان، پس ماه را اضافه كنيد در تلفظ به اسم، كه اسم اسم الله مى‏باشد، و ماه رمضان ماهى است، كه قرآن در او نازل شده است، و خداوند آن را مثل و عيد قرار داده است همچنانكه پروردگار بزرگ عيسى بن مريم (سلام الله عليهما) را براى بنى اسرائيل مثل قرار داده است، و از حضرت على بن ابى طالب (عليه السلام) روايت‏شده كه حضرت فرمود: «لا تقولوا رمضان و لكن قولوا شهر رمضان فانكم لا تدرون ما رمضان‏» (2) شما به راستى نمى‏دانيد كه رمضان چيست (و چه فضائلى در او نهفته است).

واژه رمضان و معناى اصطلاحى آن
رمضان از مصدر «رمض‏» به معناى شدت گرما، و تابش آفتاب بر رمل... معنا شده است، انتخاب چنين واژه‏اى براستى از دقت نظر و لطافت‏ خاصى برخوردار است. چرا كه سخن از گداخته شدن است، و شايد به تعبيرى دگرگون شدن در زير آفتاب گرم و سوزان نفس و تحمل ضربات بى امانش،زيرا كه رمضان ماه تحمل شدائد و عطش مى‏باشد، عطشى ناشى از آفتاب سوزان يا گرماى شديد روزهاى طولانى تابستان.
و عطش ديگر حاصل از نفس سركشى كه پيوسته مى‏گدازد، و سوزشش براستى جبران ناپذير است.
در مقايسه اين دو سوزش، دقيقا رابطه عكس برقرار است، بدين مفهوم كه نفس سركش با چشيدن آب تشنه‏تر مى گردد، وهرگز به يك جرعه بسنده نمى‏كند، و پيوسته آدمى را در تلاش خستگى ناپذير جهت ارضاى تمايلات خود وا مى‏دارد. و در همين رابطه است كه مولوى با لطافت هرچه تمامتر اين تشبيه والا را به كار مى‏گيرد و مى‏گويد:
آب كم جو تشنگى آور به دست تا بجوشد آبت از بالا و پست تا سقا هم ربهم آيد جواب تشنه باش الله اعلم بالصواب زين طلب بنده به كوى حق رسيد درد مريم را به خرما بن كشيد
اما از سوى ديگر، عطش ناشى از آفتاب سوزان سيرى پذير است، و قانع كننده.

 

خطبه پيامبر(ص) در روز آخر شعبان
سلمان فارسى رحمه الله فرمود: «خطبنا رسول الله صلى الله عليه و آله فى آخر يوم من شعبان، فقال يا ايها الناس قد اظلكم شهر عظيم مبارك، شهر فيه ليلة خير من الف شهر، جعل الله صيامه فريضة و قيام ليله تطوعا، من تقرب فيه بنافلة من الخير كان كمن ادى فريضة فيما سواه، و هو شهر الصبر، و الصبر ثوابه، الجنه، و شهر المواسات و شهر يزاد فى رزق المؤمن، و شهر اوله رحمة،و اوسطه مغفرة، و آخره عتق من النار، و هو للمؤمن غنم و للمنافق غرم‏» (3)
ماه رمضان براى مؤمن سود و براى منافق خسران است
حضرت سلمان فرمود: در روز آخر شعبان پيامبر(صلى الله عليه و آله) براى ما خطبه‏اى در فضيلت ماه رمضان قرائت فرمود: و در خطاب خويش به ما فرمود: اى مردم براستى سايه افكنده بر سر شما ماه بزرگ مباركى، ماهى كه در او شبى است كه از هزار ماه بهتر است، كه خداوند روزه‏اش را فرض و واجب نموده، و به پا داشتن عبادات شبش را به طور استحباب مقرر فرموده است، كسى كه تقرب بجويد به خداوند،به انجام نافله خيرى، مثل آن است كه در غير ماه رمضان فريضه‏اى انجام داده باشد، و اين ماه ماه صبر است، و صبر هم اجر و ثوابش بهشت است.
و ماه روزه، ماه مواسات و برابرى است، و ماهى است، كه رزق مؤمن در او زياد مى‏گردد، و ماهى است كه اولش رحمت و وسطش مغفرت و آمرزش، و آخرش آزادى از آتش جهنم است، و اين ماه براى مؤمن بهره و منفعت است، و براى منافق خسارت و ضرر.

فضيلت ماه رمضان در روایات
قال رسول الله (ص) :
إِنَّ ابواب السماء تفتح فى اول ليلة من شهر رمضان ولاتغلق الى آخر ليلة منه(4)
رسول خدا (ص) فرمود: درهاى آسمان در اولين شب ماه رمضان گشوده مى شوند و تا آخرين شب بسته نمى شوند.

قال رسول الله (ص) :
اذا استهلَّ رمضان غلقت أبوابُ النار (5).
رسول خدا (ص) فرمود: هنگامى كه هلال ماه رمضان پديدار گردد, درهاى دوزخ بسته شود.

قال ابوجعفر(ع) :
لكلّ شىء ربيع و ربيع القرآن شهر رمضان(6).
امام باقر (ع) فرمايد: براى هر چيزى بهارى است و بهار قرآن ماه رمضان است.

عن ابى الحسن على بن موسى الرضا(ع):
من قرأ فى شهر رمضان آية من كتاب الله كان كمن. ختم القرآن فى غيره من الشهور (7)
امام رضا (ع) :
كسى كه در ماه رمضان آيه اى از كتاب خدا(قرآن) را بخواند , مانند كسى است كه در ديگر ماه ها تمام قرآن را خوانده باشد.

روزه از نظر قرآن
بسم الله الرحمن الرحيم
سوره بقره، آيات 185-183
يا ايها الذين آمنوا كتب عليكم الصيام كما كتب على الذين من قبلكم لعلكم تتقون.(183) اياما معدودات فمن كان منكم مريضا او على سفر فعدة من ايام اخر و على الذين يطيقونه فدية طعام مسكين فمن تطوع خيرا فهو خير له و ان تصوموا خير لكم ان كنتم تعلمون.(184) شهر رمضان الذى انزل فيه القرآن هدى للناس و بينات من الهدى و الفرقان فمن شهد منكم الشهر فليصمه و من كان مريضا او على سفر فعدة من ايام اخر يريد الله بكم اليسر و لا يريد بكم العسر و لتكملوا العدة و لتكبروا الله على ما هديكم و لعلكم تشكرون.(185)

ترجمه آيات
اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد روزه بر شما واجب شده همانطور كه بر اقوام قبل از شما واجب شده بود شايد با تقوا شويد(183).

و اين روزهائى چند است پس هر كس از شما مريض و يا مسافر باشد بايد ايامى ديگر بجاى آن بگيريد و اما كسانى كه به هيچ وجه نمى‏توانند روزه بگيرند عوض روزه براى هر روز يك مسكين طعام دهند و اگر كسى عمل خيرى را داوطلبانه انجام دهد برايش بهتر است و اينكه روزه بگيريد برايتان خير است اگر بناى عمل كردن داريد(184).

و آن ايام كوتاه ماه رمضان است كه قرآن در آن نازل شده تا هدايت مردم و بياناتى از هدايت و جدا سازنده حق از باطل باشد پس هر كس اين ماه را درك كرد بايد روزه‏اش بگيرد و هر كس مريض و يا مسافر باشد بجاى آن چند روزى از ماههاى ديگر بگيرد خدا براى شما آسانى و سهولت را خواسته و دشوارى نخواسته و منظور اينست كه عده سى روزه ماه را تكميل كرده باشيد و خدا را در برابر اينكه هدايتتان كرد تكبير گفته و شايد شكرگزارى كرده باشيد(185).

مناسبتهاى ماه مبارك رمضان


وفات حضرت ابوطالب(ع) در روز هفتم
روز هفتم ماه رمضان بنا به نقل شيخ مفيد قدس سره سال دهم بعثت‏حضرت ابوطالب عم و يار با وفاى پيامبر (صلى الله عليه و آله) وفات يافت.
همان مرد بزرگوارى كه در تمام نشيب و فرازهاى دوران رسالت و قبل از رسالت‏برادر زاده عزيزش را يارى كرد و شر قريش را از او بازداشت و قلب نازنين پيامبر (صلى الله عليه و آله) را در تبليغات و رسالت الهى خوشحال و مسرور نمود، و با كلماتى نظير: «اذهب يابن اخى فقل ما احببت فوالله لا اسلمك لشى‏ء ابدا» اى پسر برادرم برو و هر چه دوست مى‏دارى بگو (با مشركين و قريش) به خدا سوگند تو را در هيچ پيش آمدى وا نمى‏گذارم، (نوازش مى‏نمود) و از او پشتيبانى مى‏كرد.
كفه ايمان ابوطالب از كفه ايمان همه خلق سنگين تر است
آرى به اين بزرگوار تهمت‏بى ايمانى مى‏زنند، حضرت باقر (عليه السلام) فرمود: اگر ايمان ابى طالب را در يك كفه ترازو بگذارند و ايمان اين خلق را در كفه ديگر، ايمان او سنگين تر است. (8) آرى ابوطالب چهل و دو سال، در نهايت وفا و صميميت و فداكارى به كفالت و حمايت پيامبر (صلى الله عليه و آله) پرداخت، كه او مانند پدرى مهربان و همسرش فاطمه بنت اسد همچون مادرى او را خدمت و حفاظت و پرستارى نمودند. و مرگ ابوطالب پيامبر (صلى الله عليه و آله) را به شدت متاثر ساخت، چرا كه حضرت يگانه حامى و پناه گاه خود را بعد از خدا از دست داد، كه دشمن پس از او بر پيامبر (صلى الله عليه و آله) جرى و گستاخ گشتند. و مدفن آن حضرت در مكه قبرستان ابوطالب كه به نام آنجناب ناميده شده قرار گرفت، «تغمده الله ببحبوحات جنانه‏» (9)

وفات حضرت خديجه (س) در روز دهم

وفات حضرت خديجه ماه رمضان سال دهم بعثت
در ماه مبارك رمضان سال دهم بعثت‏خديجه بانوى فداكار و همسر بى نهايت مهربان حضرت رسول (صلى الله عليه و آله) در روز دهم به سن شصت و پنج‏سالگى از دنيا رفت، و پيامبر (صلى الله عليه و آله) او را با دست مبارك خويش در حجون مكه (قبرستان ابوطالب) به خاك سپرد، و حزن در گذشت او پيامبر (صلى الله عليه و اله) را بسيار محزون ساخت كه پيامبر (صلى الله عليه و آله) سال در گذشت‏حضرت خديجه را «عام الحزن‏» سال اندوه نام نهاده، بلى خديجه همسر بى‏همتاى پيامبر (صلى الله عليه و آله) بانوئى كه از ثروت او اسلام رونق يافت و پشت پيامبر (صلى الله عليه و آله) راست‏شد، بايد سال در گذشتش را «عام الحزن‏» نام نهاد و مصيب پيامبر (صلى الله عليه و اله) شدت گرفت، زيرا كه پيامبر (صلى الله عليه و اله) مادر شايسته دخترش زهراى مرضيه را از دست داده و يارى همچون خديجه را هرگز به دست نخواهد آورد. (10)

به خدا سوگند بهتر از خديجه را خدا به من عوض نداده
عايشه گفت پيامبر (صلى الله عليه و آله) از خانه بيرون نمى‏رفت مگر آنكه خديجه سلام الله عليها را ياد مى‏كرد، و بر او به خوبى و نيكى مدح و ثنا مى‏نمود، روزى از روزها غيرت مرا فرا گرفت، گفتم: او پيره زنى بيش نبود، و خدا بهتر از او به شما عوض داده است، پيامبر (صلى الله عليه و آله) غضبناك شد، به طورى كه موى جلوى سرش از غضب تكان مى‏خورد سپس فرمود: نه به خدا قسم بهتر از او را خدا به من عوض نداده، او به من ايمان آورد هنگامى كه مردم كافر بودند، و تصديق كرد مرا، هنگامى كه مردم مرا تكذيب مى‏كردند و در اموال خود با من مواسات كرد، وقتى مردم مرا محروم ساختند، و از او فرزندانى خدا روزى من كرد كه از زنان ديگر محروم فرمود، «يعنى خدا فاطمه را از او به من عنايت فرمود» (11)

ولادت امام مجتبى سبط اكبر(ع) در روز پانزدهم
پانزدهم ماه رمضان (بنا به نقل شيخ مفيد و شيخ بهائى در توضيح المقاصد) روز ولادت موفور السعادت حضرت سبط اكبر، امام حسن مجتبى (عليه السلام) است، و اين در سال سوم هجرت واقع شده است، وقتى مژده ولادت اين نور پاك را به پيامبر(صلى الله عليه و آله) دادند، امواج سرور و شادمانى دل مبارك حضرت را فرا گرفت و مشتاقانه و با شتاب به خانه دخترش و محبوبه‏اش سيده زنان عالم رفت، فرمود: «يا اسماء هاتينى ابنى‏»، پسرم را به من بده اسماء نوزاد مبارك را به جد بزرگوارش داد، رسول خدا (صلى الله عليه و آله) در گوش راستش اذان، و در گوش چپش اقامه فرمود: (كه نخستين صدائى كه گوش نوزاد با او آشنا شد، صداق حق جدش خاتم الانبياء (صلى الله عليه و آله) بود، صداى توحيد، صداى تكبير، صداى تهليل، و صداى تصديق به نبوت پيامبر( صلى الله عليه و آله) جد گرامش. كه خداى توفيق اين سنت‏سنيه را به امتش و به شيعيان حضرت مجتبى (عليه السلام) در مورد نوزادان عنايت فرمايد. پيامبر (صلى الله عليه و آله) فرمود: «يا على هل سميت الوليد المبارك؟» آيا اين نوزاد مبارك را نام گذارده‏اى؟ عرض كرد: «ما كنت لا سبقك يا رسول الله؟» بر شما سبقت نمى‏گيرم، هنوز لحظاتى نگذشته بود كه بشير وحى جبرئيل نازل شد، و فرمان خدا را به پيامبر (صلى الله عليه و آله) رسانيد، يا رسول الله «سميه حسنا» او را حسن نام گذار، پيامبر (صلى الله عليه و آله) شخصا براى حسن (عليه السلام) عقيقه كرد، و بسم الله گفت و دعا كرد.


شب قدر ومقدرات

بسم الله الرحمن الرحيم انا إنزلناه فى ليله القدر وما إدراك ما ليله القدر ليله القدر خير من إلف شهر تنزل الملا ئكه والروح فيها باذن ربهم من كل إمر سلا م هى حتى مطلع الفجر(12)
ما, آن (قرآن) را در ((شب قدر))نازل كرديم و تو, چه مى دانى ((شب قدر))چيست؟ شب قدر, از هزارماه بهتر است, فرشتگان و ((روح)) در آن شب به اذن پروردگار خود, براى تقدير هر كارى نازل مى شوند, آن شب انباشته از سلامت و بركت و رحمت, تا طلوع صبح است.

درباره سوره قدر, شب قدر, معناى قدر, تعيين شب قدر, تكاليف شب قدر و شيوه هاى بهره جويى از اين شب بزرگ و ارتباط با خداوند مهربان, مطالب قابل اهميتى وجود دارد, كه ما خلاصه آن را مورد مطالعه قرار مى دهيم.

ثواب قرائت
امام باقر(ع) فرموده است: هر كس سوره ((انا انزلناه)) را با صداى بلند بخواند, مثل كسى خواهد بود كه شمشير به دوش گرفته و در راه خداوند جهاد مى كند و هر كس آن را پنهان و آهسته بخواند, مانند كسى است كه در راه خدا, به خون خود غلتيده است.(13)


معناى ((شب قدر))
چرا اين شب, ((شب قدر))ناميده شده, در آن چه اسرارى نهفته و چه وقايع و حوادثى در آن رخ داده و رخ مى دهد؟
مفسران قرآن كريم با استفاده از قرآن و احاديث پيشوايان معصوم(عليهم السلام), درباره نام گذارى اين شب به ((شب قدر))مطالب و دلايل زيادى آورده اند, كه مهم ترين و مناسب ترين آن ها بدين شرح است:

1ـ شب قدر, يعنى شب بزرگ و با عظمت, زيرا در قرآن كريم((قدر))به معناى منزلت وبزرگى خداوند عالم آمده هم چنان كه در اين آيه مى خوانيم: ((ما قدروا الله حق قدره))(14) آنان عظمت خداوند را نشناختند. و ((حبيش)) در كتاب ((وجوه القرآن)) ليله القدر را به ليله العظمه معنا كرده(15) رمز اين بزرگى هم در خود سوره((قدر))بيان گرديده است آن جا كه مى فرمايد: شب قدر, از هزار ماه بهتر است.

2 ـ شب با ارزش و پر قيمت, جهت ديگرى براى معناى ((قدر)) مى تواند باشد, زيرا از يك سو در همين سوره مى خوانيم: ((عبادت)) در اين شب از عبادت در هزار ماه بهتر و با ارزش تر است در فارسى هم مى گوييم: ((قدر جوانى, ((قدر))سلامت ونعمتى را كه در اختيار دارى, بدان)).

3 ـ ((قدر)) به معناى ((سختى معيشت)) نيز آمده, در قرآن كريم مى خوانيم: ((ومن قدر عليه رزقه فلينفق مما آتاه الله))(16) هر كس گرفتار تنگى روزى و تنگدستى در زندگى شود مقدارى از آنچه را خداوند به او عطا كرده, در راه خدا انفاق نمايد.

4 ـ طبق آيات متعدد قرآن كريم, ((قدر))به معناى اندازه گيرى, تقدير و تنظيم امور آمده است. در آيه اى مى خوانيم: ما قرآن را در شب مباركى نازل كرديم, و ما همواره بيم دهنده بوده ايم; و در آن شب: ((فيها يفرق كل إمر حكيم))(17) هر كارى, بر طبق حكمت خداوند, تعيين و تنظيم مى گردد.))
راغب اصفهانى, مى نويسد: ((ليله القدر اى ليله قيضها لامور مخصوصه))(18) شب قدر, يعنى شبى كه خداوند براى تنظيم و تعيين امور مخصوصى, آن را آماده و مقرر فرموده است.
طبق روايات فراوانى كه وارد شده, در شب قدر, سرنوشت افراد براى سال آينده, مانند: رزق و روزى, مرگ و مير(19), خوشى و ناخوشى, و امور و حوادث ديگر زندگى, بر اساس استعدادها و لياقت ها, رقم مى خورد, و اين تقدير و تنظيم حكيمانه هم, در انسان هيچ گونه ((اجبار)) و ((سلب اختيارى)) به وجود نمىآورد.
درباره تنظيم و تقدير سرنوشت افراد در ((شب قدر))براى سال آتى آنان, امام صادق(ع)فرموده است: ((التقدير فى ليله القدر تسعه عشر, والابرام فى ليله احدى و عشرين, والامضإ فى ليله ثلاث و عشرين))(20) تقدير امور و سرنوشت ها در شب نوزدهم, تحكيم آن در شب بيست و يكم و امضاى آن در شب بيست و سوم صورت مى گيرد.
آرى, به خاطر اهميت شب قدر, ارزش و عظمت آن, نزول فرشتگان بى شمار آسمانى به زمين و سرنوشت سازى اين شب الاهى ده ها روايت در كتاب ها و تفسيرهاى شيعه و اهل سنت وارد شده است. در بيان پيامبر گرامى اسلام(ص) هم مى خوانيم: ((من قام ليله القدر ايمانا و احتسابا, غفر له ما تقدم من ذنبه))(12) هر كس در ((شب قدر))از روى ايمان و اخلاص, به قيام و عبادت ايستد, گناهان گذشته او, بخشيده و آمرزيده مى شود.
شب قدرى كه قرآن كريم, آن را ((بهتر از هزار ماه)) معرفى مى كند حدود يك صد حديث, در كتاب ها و تفسيرهاى شيعه و اهل سنت, درباره عظمت آن واردشده, چه شبى مى باشد؟
مجموع مطالبى كه از قرآن كريم و احاديث شيعه و اهل سنت, در مورد تعيين ((شب قدر)) به دست مىآيد را در موارد زير مى توان خلاصه نمود:
1 ـ در اين كه ((شب قدر)) در ماه مبارك رمضان قرار دارد, هيچ گونه ترديدى نمى توان به خود راه داد, چون از يك سو خداوند فرموده: قرآن در ماه رمضان نازل شده.(13) و از سوى ديگر در سوره((قدر))هم آمده: آن (قرآن) را در ((شب قدر))نازل كرديم; و اين كه ((شب قدر))در ماه مبارك رمضان قرار دارد, مورد اتفاق روايات و مفسرين قرآن است.
2 ـ ((شب قدر)), در دهه آخر ماه مبارك رمضان قرار دارد, روايات فراوان و نظريه هاى مفسران شيعه و اهل سنت, آن را حتمى مى شمارد.(14) پس در اين مورد هم ترديدى نيست.
((عايشه)) روايت مى كند: تلاش و كوششى را كه مى ديدم رسول خدا(ص), در دهه آخر ماه مبارك رمضان انجام مى داد, در اوقات ديگر انجام نمى داد.(15)
3 ـ طبق روايات فراوانى كه در منابع شيعى آمده, شب هاى نوزدهم, بيست و يكم و بيست و سوم ماه مبارك رمضان ((شبهاى قدر))معرفى شده اند,(16) اما امام باقر(ع) دايره آن را محدودتر نموده, و در پاسخ ((عبدالواحد بن مختار انصارى)) كه خواستار تعيين يكى از آن شب ها از سوى امام(ع) بود, فرموده اند: ما عليك إن تعمل فى ليلتين, هى احديهما.(17) ايرادى ندارد هر دو شب را به عبادت و شب زنده دارى مشغول باش, زيرا ((شب قدر))يكى از اين دو شب مى باشد.
4 ـ در ميان شب بيست و يكم و شب بيست و سومـ در عين حالى كه خدا و رسول(ص) و امامان(عليهم السلام), براى زنده نگهداشتن روح اميد و نشاط و اهميت به اطاعت و عبادت بندگان و تقرب آنان, سعى در مخفى داشتن ((شب قدر)) داشته اند ـ آن طور كه از تعدادى از احاديث استفاده مى شود, احتمال ((شب قدر)) بودن شب بيست و سوم را مى توان تقويت نمود و معتبرتر دانست.
زيرا در چند روايت آمده: رسول خدا(ص) به عبادت و شب زنده دارى دهه آخر ماه مبارك رمضان سفارش مى كرد, امام على(ع) مى فرمايد: ((شب بيست و سوم)), در عين حالى كه باران شديدى آمده بود و مسجد مدينه را گل و آب فرا گرفته بود, رسول خدا(ع), ما را به نماز وا مى داشت, و با وجود اين كه صورت و بينى آن حضرت, گل آلود شده بود, دست از عبادت و شب زنده دارى نمى كشيد.(18)
امام باقر(ص) هم فرموده است: ((عبدالله بن انيس انصارى)), كه در ((جهينه)) زندگى مى كرد و با مدينه فاصله داشت, به حضور رسول خدا(ص) رسيد و عرض كرد: من شتر و گوسفند و چوپانهايى دارم, و نمى توانم زياد در شهر بمانم, اما دوست مى دارم, يكى از شبهاى ماه رمضان را برايم تعيين كنى, تا در آن شب به شهر آمده و به نماز و عبادت بپردازم.
رسول خدا(ص) او را نزديك خويش كشيد, و در گوش او چيزى گفت, آن مرد هم شب بيست و سوم ماه مبارك رمضان, در مدينه حضور يافت, به عبادت و شب زنده دارى پرداخت, و صبح به محل و سراغ كار خود بازگشت.(19)
همچنين در روايت مى خوانيم: رسول خدا(ص) شب بيست و سوم, به صورت افراد آب مى پاشيد تا آنها را خواب نگيرد چنانكه حضرت فاطمه زهرا(س) همه اعضاى خانواده را وادار مى كرد, روز بخوابند, شب كم غذا بخورند تا بتوانند شب بيست و سوم را بيدار بمانند, و مى فرمود: انسان محروم كسى است, كه از خير و فضيلت اين شب محروم بماند. (20)
بارى, اگر چه با توجه به شواهد حديثى و تاريخى, احتمال ((شب قدر))بودن بيست و سوم ماه مبارك رمضان را تاييد كرديم, اما همان طور كه دربالا هم اشاره شد, پيغمبر(ص) و امامان معصوم(عليهم السلام), عنايت داشتند, كه ((شب قدر)) براى افراد مخفى بماند, تا آنان با اطاعت و عبادت در چند شب, براى درك ((شب قدر))و معارف و معنويات آن, تلاش و جستجوى بيش ترى داشته باشند.
به روايت ((ابن ابى الحديد)) وقتى درباره تعيين ((شب قدر))از امير مومنان(ع) سوال مى شود, آن حضرت از مشخص كردن, طفره مى رود و مى فرمايد: ((ليس إشك إن الله انما يسترها عنكم نظرا لكم, لا نكم لو إعلمكموها, عملتم فيها و تركتم غيرها, وإرجو إن لا تخطئكم ان شإ الله))(21) در اين جهت ترديد ندارم, كه خداوند جهت مخفى داشتن ((شب قدر)) به شما نظر و عنايت دارد, زيرا اگر آن را براى شما اعلام داشته بود, در همان شب به عمل عبادت مى پرداختيد و عبادت در شب هاى ديگر را ترك مى نموديد, ومن هم به خواست خداوند (در مورد بهره بردارى شما از شب هاى ديگر) اميدوارم شما را محروم نگردانم.
 

تكاليف ((شب قدر))
1 ـ غسل شب قدر
2 ـ احيا و ((شب زنده دارى))
3 ـ قرآن بر سر گرفتن
4 ـ نماز و دعا
5 ـ استغفار و توبه
به هر حال, عظمت و تكاليف شب هاى نورانى و سرنوشت ساز((قدر)) فراوان است, كه اين مقال را مجال آن نيست, فقط به طور خلاصه مى توان گفت: شب قدر , شب وصل است و آداب و تكاليفى را هم كه تاكنون برشمرديم سراسر مى تواند مقدمه وصال محبوب باشد.

 

شهادت حضرت امير المؤمنين(ع) در بيست و يكم ماه رمضان
يكى از حوادث بزرگ ماه رمضان شهادت مولاى متقيان على (عليه السلام) است، او از ياران با وفاى پيامبر (صلى الله عليه و آله) و وصى و وزير و ابن عم و داماد آن حضرت بوده كه پيامبر (صلى الله عليه و آله) در حق پسر عمش فرمود: «ان هذا اخى و وصيى و وزيرى و خليفتى فيكم فاسمعوا له و اطيعوا»، همانا على (عليه السلام) برادر و وصى و وزير و خليفه من است در ميان شما از او بشنويد و او را اطاعت كنيد.

 



-----------------------------------------------------
پى‏نوشت‏:
1- بحار جلد 96، ص 376، طبع اسلاميه
2- بحار، ج 96، ص 377

3- مستدرك الوسائل مرحوم نورى نقل از وقايع الايام، ص 436.
4- بحار الانوار , ج 96, ص 344, ح 8.
5- بحار الانوار , ج 96, ص 348, ح 14.
6- كافى , ج 2 , ص 630 , ح 10.
7- بحار الانوار , ج 96, ص 341, ح 5.

8- شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، نقل از رمضان در تاريخ، ص 48.
9- رمضان در تاريخ نوشته آيت الله صافى، ص 57.
10- اسد الغابه، مسار الشيعه، مفيد - نقل از رمضان در تاريخ.
11- اسد الغابه مسار الشيعه مفيد - نقل از رمضان در تاريخ.
12ـ قدر,.
13ـ تفسير نورالثقلين, ج 5, ص ;622 الدر المنثور فى التفسير المإثور, ج 6, ص 371.
14ـ حج, 74.
15ـ تفسير نوين, ص 275.
16ـ تفسير نوين, ص 275.
17ـ دخان, 4.
18ـ المفردات فى غريب القرآن, ص 395.
19ـ تفسير نورالثقلين, ج 5, ص ;631 البرهان فى تفسير القرآن, ج 4, ص 486.
20ـ تفسير نورالثقلين, ج 5, ص ;627 البرهان فى تفسير القرآن, ج 4, ص ;487 وسائل الشيعه, ج 7, ص 259.
12ـ الدر المنثور فى تفسير المإثور, ج 6, ص ;376 فى ضلال القران, ج 8, ص ;628 وسائل الشيعه, ج 7, ص 262.
13ـ بقره, 185.
14ـ الدر المنثور, ج 6, ص ;376 تفسير نورالثقلين, ج 5, ص 629.
15ـ الدر المنثور, ج 6, ص 376.
16ـ الدر المنثور, ج 6, ص 376.
17ـ نور الثقلين, ج 5, ص 628.
18ـ بحارالانوار, ج 94, ص 10.
19ـ تفسير نورالثقلين, ج 5, ص ;628 بحارالانوار, ج 94, ص 10.
20ـ بحارالانوار, ج 94, ص 10.
21ـ شرح نهج البلاغه, ج 20, ص ;154 بحارالانوار, ج 94, ص 10.
 

برگشت>>