یورش وحشیانه به ملت مسلمان بحرین , توطئه جدید استکبار است .

 


بسم الله الرحمن الرحيم
 

يك بام و دو هوا

با آنكه امروزه فرياد دير هنگام عدالت اجتماعي، حاكميت مردمي رعايت حقوق طبيعي و فطري انسان در سطح جهان بلند است - دانشمندان و فيلسوفان معاصر دولت شهر ارسطو و دولت ملت سنتي و يستفاليايي را در بر قراري نظم جهاني كافي نمي دانند كه براي بر قراري نظم و امنيت جهاني به نظام مند شدن جهان مي انديشند كه براي رسيدن به اين هدف سازمان هاي منطقه و بين المللي عرض اندام نموده است – اما در كشورهاي غربي حوزه خليج فارس از جمله بحرين هنوز نظام هاي موروثي و سلطنتي حاكميت دارد.

اين نوع از ساختار سياسي از ظالمانه ترين و فاسدترين ساختارها است كه با آموزه هاي ديني و پيام هاي وحي در تضاد است، با عقلانيت و خرد انساني سازگاري ندارد كه از اين جهت با ارزش نوين مردم سالاري نيز قابل جمع نيست.

حاكمان خود كامه و سلاطين عربي كه بر ثروت هاي خدادادي جهان عرب مسلط است، به جاي برقراري نظم و امنيت، رفا، آسايش، ثبات و امنيت را از مردم خويش ربوده اند و جلو رشد و بالندگي ملت مسلمان عرب را نيز گرفته اند.

اين حقيقت تلخ را سالها است كه ملت هاي عربي خصوصا مردم مسلمان بحرين درك كرده و مي دانند كه شاهان و سلاطين بخش عظيم از منابع سرشار نفت بحرين را به عنوان باج به قدرت هاي بزرگ جهاني مي پردازند تا حيات سياسي و اقتدار شان را بيمه نمايند و بخش ديگر از منابع ملي صرف عياشي و خوش گذراني شاهان مي گردد كه بدين ترتيب كشورهاي نفت خيز حوزه خليج فارس از انكشاف و ترقي باز ماندند و با پيشرفت قافله تمدن بشري فرسنگ ها فاصله دارد.

در سال 1359 بعد از پيروزي خيزش هاي مردمي ايران و بر قراري نظام جمهوري اسلامي در آن كشور و هم چنين به پا خاستن ملت مسلمان افغانستان در برابر ارتش سرخ شوروي موج بيداري ملي و انديشه قدرت شكني در جهان اسلام پديدار شد؛ سلاطين عربي از بيداري و خيزش مردم در هراس افتاد كه براي پيشگيري رستاخيز ملي شوراي همكاري خليج را تشكيل داد.

يك نوع ناهمگوني بين اساسنامه و عملكرد اين شورا به نظر مي رسد كه در اساسنامه شوراي همكاري خليج از آن به يك سازمان منطقه اقتصادي شده كه هدف بالندگي اقتصادي كشورهاي عضور تأسيس شده است ولي از عملكرد اين شورا پيدا است كه عنوان سازمان اقتصادي براي فريب افكار عامه عربي به كار رفته كه در واقع شوراي همكاري خليج يك پيمان دفاعي امنيتي بين سلاطين عربي است كه در سايه استراتژي مسلح كردن عربستان از سوي امريكا به وجود آمده است.

حوادث اخير بحرين تمامي اين حقيقت را بر ملا ساخت، پس از رستاخيز مردم در تونس، مصر، ليبي، يمن و... بحرين بار ديگر به صحنه آمده و خشم و انزجار خويش را در برابر ديدگان دنيا به نمايش گذاشت.

شوراي همكاري خليج به رهبري عربستان سعودي ساكت نمانده، بر خلاف تمام اصول حقوقي بين المللي به سركوبي ملت آزاده و مسلمان بحرين پرداخت.

علاوه بر يورش نظامي اعضاي شوراي همكاري خليج فارس اصل آزادي بيان و دسترسي به اطلاعات كه از اصول حقوق بشري است در بحرين رعايت نشده و رسانه هاي قدرتمند اطلاعاتي چون شبكه الجزيره مجبور شد كه حوادث اخير بحرين را تحت پوشش نگيرد. بدين ترتيب در قرن 21 و در عصر ارتباطات و اطلاعات مردم مسلمان بحرين توسط رژيم شاهي اين كشور تحت حمايت عريان كشورهاي عضو در شوراي خليج از حقوق اساسي و اوليه خود باز مي ماند.

دكتراني كه معالج زخمي ها بوده و هم چنان ملت آزاديخوا توسط محكمه نظامي به خلاف معيار هاي حقوقي به اعدام محكوم مي گردد كه نهادهاي حقوقي جهاني اين موضوع را بارها ياد آور شده ولي سياستمداران و قدرت هاي بزرگ جهاني كه لاف از آزادي انساني و حقوق بشر ميزند و بهانه حضور شان در افغانستان، عراق، ليبي و... همين موضوع بي تفاوتي مناديان حقوق بشر در قبال سرنوشت مردم مسلمان بحرين بيانگر سياست يك بام و دو هوا است.

و از اين بالاتر كه مسلمانان در جهان اگرچه كم و بيش نسبت به بحرين واكنش انجام داده اند ولي كافي نبوده و مسئوليت شرعي خود را اداء نكرده اند.

* * *
 

 

برگشت>>